تبلیغات
جنگ سایبری ( جهاد مجازی ) - تدوین "برنامه استراتژیك "برای قدرتمندسازی نیروهای مخالف در ایران ضروری است
درباره ما
دوستان
آخرین مطالب
لینکستان
امكانات جانبی
 
خبرگچساران
تدوین "برنامه استراتژیك "برای قدرتمندسازی نیروهای مخالف در ایران ضروری است

موسسه مطالعات خاورنزدیك واشنگتن در گزارش مفصلی به بررسی جنگ روانی آمریكا در برابر جنگ روانی ایران پرداخته و در عین حال جنگ روانی را مهم‌ترین نقطه قوت و همچنین ضعف ایران بر شمرده است.


 شاید در روزهای ابتدایی حضور باراك اوباما در كاخ سفید برای كارشناسان سیاسی مشخص نبود كه رئیس جمهور جدید آمریكا قرار است از چه رهیافتی برای پیگیری سیاست خارجی و امنیتی دولت خود استفاده كند. اما در ماه‌های اخیر با اهمیت دادن وی و مشاوران و نزدیكانش به مساله تاثیر بر افكار عمومی و اصطلاحا خیابان‌ها در سیاست‌خارجی تقریبا همه چیز به صورت واضح و شفاف مشخص شده است.
كم نیستند مراكز تحقیقاتی امنیتی و استراتژیك كه به عنوان اتاق فكر دولت اوباما را در پیدا كردن روش‌های اجرایی این رهیافت یاری می‌رسانند. این مراكز با اصل قرار دادن دیپلماسی عمومی و عملگر‌های تاثیرگذار بر روی افكار و پیام‌های رسانه‌ای نوعی عملیات روانی را طرح‌ریزی كرده كه بر مبنای روانشناسی سیاسی عمل می‌كند و با هدف ابزار قرار دادن ذهن مردم جامعه هدف، جهت اجرای سیاست‌های كلی آمریكا را در این كشورها برنامه ریزی می‌كنند.
موسسه "مطالعات خاورنزدیك واشنگتن " اخیرا گزارشی با موضوع استفاده از اهرم‌های اطلاعاتی برای فشار به ایران منتشر كرده است. این گزارش به قلم "مایكل آیزنشتات " كارشناس ارشد و مدیر موسسه "مطالعات نظامی و امنیتی واشنگتن " است. آیزنشتات همچنین متخصص مسائل امنیتی اعراب-رژیم صهیونیستی و خلیج فارس بوده ودر حوزه‌هایی چون نیروهای نظامی خاورمیانه، تسلیحات جنگی متعارف و نامتعارف، گسترش تسلیحات هسته‌ای در منطقه و سیاست‌های آمریكا در خاورمیانه به نهادهای آمریكایی مشاوره می‌دهد.
آیزنشتات در این گزارش ابتدا از دید استراتژیك دولت آمریكا در رویارویی با ایران انتقاد كرده و سپس خواستار راه‌اندازی یك "برنامه استراتژیك " برای قدرتمندسازی نیروهای مخالف داخلی در ایران و ایجاد شكاف در جمهوری اسلامی می‌شود، تا ایران به سمتی هدایت شود كه برای كاهش فشار خارجی كه به صورت داخلی نمود پیدا كرده از اهداف استراتژیك خود- مانند برنامه هسته‌ای و غنی‌سازی خود- صرف‌نظر كند.

تدوین "برنامه استراتژیك "برای قدرتمندسازی نیروهای مخالف در ایران ضروری است

موسسه مطالعات خاورنزدیك واشنگتن در گزارش مفصلی به بررسی جنگ روانی آمریكا در برابر جنگ روانی ایران پرداخته و در عین حال جنگ روانی را مهم‌ترین نقطه قوت و همچنین ضعف ایران بر شمرده است.


 شاید در روزهای ابتدایی حضور باراك اوباما در كاخ سفید برای كارشناسان سیاسی مشخص نبود كه رئیس جمهور جدید آمریكا قرار است از چه رهیافتی برای پیگیری سیاست خارجی و امنیتی دولت خود استفاده كند. اما در ماه‌های اخیر با اهمیت دادن وی و مشاوران و نزدیكانش به مساله تاثیر بر افكار عمومی و اصطلاحا خیابان‌ها در سیاست‌خارجی تقریبا همه چیز به صورت واضح و شفاف مشخص شده است.
كم نیستند مراكز تحقیقاتی امنیتی و استراتژیك كه به عنوان اتاق فكر دولت اوباما را در پیدا كردن روش‌های اجرایی این رهیافت یاری می‌رسانند. این مراكز با اصل قرار دادن دیپلماسی عمومی و عملگر‌های تاثیرگذار بر روی افكار و پیام‌های رسانه‌ای نوعی عملیات روانی را طرح‌ریزی كرده كه بر مبنای روانشناسی سیاسی عمل می‌كند و با هدف ابزار قرار دادن ذهن مردم جامعه هدف، جهت اجرای سیاست‌های كلی آمریكا را در این كشورها برنامه ریزی می‌كنند.
موسسه "مطالعات خاورنزدیك واشنگتن " اخیرا گزارشی با موضوع استفاده از اهرم‌های اطلاعاتی برای فشار به ایران منتشر كرده است. این گزارش به قلم "مایكل آیزنشتات " كارشناس ارشد و مدیر موسسه "مطالعات نظامی و امنیتی واشنگتن " است. آیزنشتات همچنین متخصص مسائل امنیتی اعراب-رژیم صهیونیستی و خلیج فارس بوده ودر حوزه‌هایی چون نیروهای نظامی خاورمیانه، تسلیحات جنگی متعارف و نامتعارف، گسترش تسلیحات هسته‌ای در منطقه و سیاست‌های آمریكا در خاورمیانه به نهادهای آمریكایی مشاوره می‌دهد.
آیزنشتات در این گزارش ابتدا از دید استراتژیك دولت آمریكا در رویارویی با ایران انتقاد كرده و سپس خواستار راه‌اندازی یك "برنامه استراتژیك " برای قدرتمندسازی نیروهای مخالف داخلی در ایران و ایجاد شكاف در جمهوری اسلامی می‌شود، تا ایران به سمتی هدایت شود كه برای كاهش فشار خارجی كه به صورت داخلی نمود پیدا كرده از اهداف استراتژیك خود- مانند برنامه هسته‌ای و غنی‌سازی خود- صرف‌نظر كند.


آیزنشتات می‌نویسد:
"تصمیمات اخیر ایران در جبهه هسته‌ای - رد پیشنهاد غنی‌سازی اورانیوم در خارج، رد درخواست‌های سازمان ملل برای توقف برنامه‌های غنی‌سازی و تصمیم برای غنی‌سازی اورانیوم به میزان 20 درصد - به احتمال قریب به یقین باعث اعمال تحریم‌های چند جانبه جدید علیه این كشور خواهند شد. با این حال حمایت بین‌المللی از تحریم‌هایی كه می‌توانند تأثیر قطعی بر تصمیم‌گیری ایران بگذارند، به میزان كافی وجود ندارد. با توجه بدین مسأله، آمریكا باید راه‌هایی بیابد تا تأثیر تحریم‌های كنونی و جدید را افزایش دهد و در همین حین از منابع فشار كه قبلا مورد استفاده قرار نگرفته‌اند، علیه تهران بهره برد.
شاید بهترین و مناسب‌ترین گزینه به راه‌اندازی یك برنامه ارتباطات استراتژیك باشد. در این برنامه باید از همه امكانات در دسترس دولت آمریكا بهره برد تا پارانویای [بیماری سوء‌ظن شدید] رژیم، نگرانی‌های آن در مورد قدرت و استحكام نیروهای مخالف داخلی، و شكاف‌های پنهان و پیدا در داخل رژیم و میان رژیم و مردم به بازی گرفته شوند. هدف از این برنامه پدید آوردن وضعیتی است كه در آن تهران احساس كند مجبور است فشارهای خارجی ناشی از این برنامه ارتباطات استراتژیك را كاهش دهد و از طرف دیگر چالش‌های وارد آمده از جانب مخالفین داخلی را نیز مدیریت نماید.
سیاست‌گذاران آمریكایی در مورد تأثیرگذاری منابع غیرمحسوس فشار به مانند فعالیت‌های اطلاعاتی دچار تردید هستند. اما تجربیات ایران و دیگر جاها نشان می‌دهند كه چنین رهیافت‌هایی می‌توانند موفقیت‌آمیز باشند.


نقش تعیین‌كننده قدرت نرم
استفاده از كلمات، اعمال، و تصاویر تحریك‌كننده به عنوان بخشی از یك مبارزه دنباله‌دار برای ایجاد محیطی روانی در ایران بزرگترین منبع دست‌نخورده‌ای است كه آمریكا می‌تواند از آن به عنوان اهرم فشار علیه جمهوری اسلامی استفاده كند. سیاست‌گذاران آمریكا حین ارزیابی توانایی‌های ایران برای آسیب زدن به منافع آمریكا بیشتر بر قدرت سخت‌افزاری رژیم ایران توجه می‌كنند، یعنی به: تسلیحات نامتعارف و توانایی‌های تروریستی ایران، آنگونه كه در نیروهای قدس و حزب‌الله می‌بینیم؛ توانایی‌های دریایی (قایق‌های كوچك، مین‌ها، و موشك‌های ضد كشتی)؛ و برنامه‌های موشكی/ راكتی و هسته‌ای این كشور. این سیاست‌گذاران نقشی كه قدرت نرم - بالاخص تبلیغات و جنگ روانی - در دفاع و سیاست خارجی ایران ایفاء می‌كند را نادیده می‌گیرند. آنها همچنین از آسیب‌پذیری‌های ایران نیز در این حوزه چشم‌پوشی می‌كنند؛ به هر حال كشوری كه فرهنگ‌ سیاسی‌اش آمیخته از سوءظن، شایعه‌پراكنی، و تشریح تئوری‌های توطئه است، یقینا در مقابل عملیات‌های روانی و اطلاعاتی دارای آسیب‌پذیری زیادی خواهد بود.
با توجه به اتكای تهران به فعالیت‌های اطلاعاتی برای ارعاب دشمنان و ارتقای جایگاهش در میان حامیان خارجی و داخلی، این اغماض و سهل‌انگاری سیاستگذاران آمریكایی - كه از فرضیات گوناگون در مورد اهمیت بعد روانشناختی در سیاست و استراتژی ناشی می‌شود - بسیار نگران‌كننده و خطرناك است. آمریكا مداوما عملیات‌های اطلاعاتی و روانی انجام می‌دهد تا از عملیات‌های نظامی‌اش پشتیبانی كند، اما ایران برعكس، عملیات‌های نظامی (یعنی نمایش قدرت و عملیات‌های تروریستی عواملش) انجام می‌دهد تا از عملیات‌های جنگ روانی و اطلاعاتی‌اش پشتیبانی كند.
تأكید زیاد تهران بر تبلیغات و جنگ روانی آمریكا، همچنین سرمایه‌گذاری زیادی كه بر فعالیت‌های اینچنینی خود انجام می‌دهد نشان می‌دهند كه این كشور اهمیت زیادی برای ابزار اطلاعاتی قدرت ملی قائل است. این مسأله در اعتقادی ریشه دارد (باوری كه تا حدودی از قران اخذ شده) كه بر اساس آن ابعاد روانشناختی و روحی نقش تعیین‌كننده‌ای در رقابت‌ها و مناقشات انسانی ایفاء می‌كنند. دو سلاحی كه رژیم ایران بیشترین ترس را از آنها دارد عبارتند از: اطلاعاتی كه تبلیغات و ایدئولوژی رسمی حكومتی را به چالش می‌كشد و همچنین محصولات فرهنگی كه جامعه ایران را فاسد می‌كنند (كه به نظر این رژیم بخشی از "تهاجم فرهنگی " خارجی هستند). دلیل این ترس كاملا واضح است. ایران از یك عمق جغرافیای قابل توجه بهره می‌برد كه یك عامل بازدارنده قوی در مقابل تهاجمات خارجی است. مناطق هموار و پر جمعیت مركز كشور در احاطه حلقه‌ای از كوه‌های ستبر قرار گرفته و به آسانی قابل دفاع هستند. اما در مقابل، هر كدام از شهروندان به طور بالقوه در برابر پیام‌های براندازانه‌ای قرار گرفته‌اند كه به وسیله اینترنت، رادیو و تلویزیون‌های ماهواره‌ای وارد كشور می‌شوند.
این آسیب‌پذیری با حقیقت دیگری ادغام شده و تشدید می‌گردد؛ این حقیقت كه بسیاری از ایرانیان خود را قسمتی از غرب می‌دانند و به جنبه‌های مختلف فرهنگ عامه‌پسند غربی جذب شده‌اند، فرهنگی كه هم مورد اهانت و تحقیر رژیم واقع می‌شود و هم آن را می‌ترساند. [آیت‌الله] علی خامنه‌ای، رهبر معظم ایران، در سال 2003 و طی یك سخنرانی در تلویزیون دولتی ایران اظهار داشت كه دشمنان ایران نیازی به "توپ، تفنگ و این قبیل چیزها " ندارند بلكه می‌خواهند "آن ارزش‌های فرهنگی را ترویج كنند كه به فساد روح می‌انجامند. " وی در ادامه افزود:
آنها بارها بدین مسأله اذعان كرده‌اند. من اخیرا در اخبار خواندم كه یك مقام ارشد یكی از مراكز سیاسی مهم آمریكا گفت: "باید برای آنها به جای بمب دامن‌های كوتاه بفرستیم. " او راست می‌گوید. اگر آنها بتوانند امیال جنسی را در هر كشوری برانگیزند، اگر اختلاط بی‌بندوبارانه زنانن و مردان را ترویج كنند، اگر جوانان را وادار به رفتاری نمایند كه از لحاظ غریزی بدان تمایل دارند، دیگر هیچ نیازی به توپ و تفنگ علیه آن ملت نخواهد بود.
اعتقاد تهران به بعد روانشناختی از دكترین "مقاومت " این رژیم ناشی می‌گردد، دكترینی كه مبارزات مسلحانه حماس و حزب‌الله علیه اسرائیل را نیز پی‌بندی می‌كند. بر اساس این دكترین آن كسی پیروز می‌شود كه روحیه دشمنش را تخریب كند - البته نه با كسب قلمرو دشمن یا بنده شدن در میادین جنگ (آنگونه كه مطابق دیدگاه سنتی است)، بلكه با مرعوب ساختن شهروندان دشمن، تخریب روحیه ارتش مقابل و انكار پیروزی‌های دشمن در میدان نبرد.
این باور رهیافت رژیم در برابر مخالفین داخلی را نیز شكل می‌دهد. مازیار بهاری، گزارشگر نیوزویك، در تشریح چگونگی بازداشت و شكنجه توسط مقامات ایرانی بعد از انتخابات ریاست‌جمهوری 2009، به مطالبی اشاره نموده كه به خوبی فرضیه ما را تشریح می‌كند:
یك بار با یكی از اعضای سابق گروه‌های چریكی اسلامی كه هم‌اكنون وزیر شده بود مصاحبه‌ای انجام دادم. وی می‌گفت، مشكل پلیس مخفی شاه در این بود كه فكر می‌كردند می‌توانند از طریق فشار روانی اراده یك زندانی را بشكنند اما این كارها اغلب باعث می‌شد عزم و اراده زندانی تقویت گردد. بعد از انقلاب برادران ما بدین توانایی دست یافته‌اند كه روح یك مرد را بدون نیاز به اعمال خشونت زیاد به جسم وی بشكنند.
با توجه به همین عوامل می‌توان بیان كرد كه چرا رژیم تهران تلاشی خستگی‌ناپذیر انجام می‌دهد تا حوادث را "تحریف " كند، دشمنان را با تمسخر و استهزاء تحقیر كند، و نفوذ آمریكا را با استفاده از دیپلماسی عمومی و عملیات‌های رسانه‌ای به تحلیل برد. رژیم ایران بنا بر همین عوامل ذكر شده ارگان‌های امنیتی، دانشگاه‌ها و عامه مردم را مداوما در معرض تلقینات فكری ایدئولوژیكی و مذهبی قرار می‌دهد. از نظر رژیم این كار باعث می‌شود آنها در برابر تأثیرات فرهنگی تحمیلی خارجی، پیام‌های سیاسی براندازانه، و جنگ روانی آمریكا مصون شوند.
افسران ارشد ارتش آمریكا در عراق و افغانستان بنا بر تجربه یاد گرفتند كه عملیات‌های اطلاعاتی در منطقه خاورمیانه از اهمیتی اساسی برخوردار است اما بسیاری از تصمیم‌گیرندگان مستقر در واشنگتن توجه كافی بدین عوامل مبذول نمی‌دارند. به نظر افسران مستقر در عراق این عملیات‌ها یكی از قویترین سلاح‌های مبارزه با شورش‌ها و تروریسم، و یكی از مهمترین ابزار مبارزه با نفوذ ایران در عراق و جاهای دیگر هستند.


* آیا می‌توان با استفاده از عملیات‌های اطلاعاتی انقلاب به راه انداخت و یا در جنگ‌ها پیروز شد؟
ایران با استناد به سابقه تاریخی خودش معتقد است كه عملیات‌های روانشناختی و تبلیغات از اهمیتی كلیدی در جنبش‌های انقلابی و جنگ‌ها برخوردار هستند. در ایران زمان شاه، پخش گسترده نوار سخنرانی‌های آیت‌الله روح‌الله خمینی به موفقیت انقلاب و شناخته شدن وی به عنوان رهبر آن كمك زیادی رساند. در آن زمان تبلیغات ماهرانه‌ای برای فرار سربازان از ارتش شاه و ارعاب بسیاری از آنهایی كه به نظم قدیمی وفادار مانده بودند، انجام می‌گرفت.
در جنگ چریكی بلند مدت حزب‌الله علیه اسرائیل در جنوب لبنان (2000-1982)، این گروه نیز یكسری عملیات‌های روانشناختی انجام داد كه در تحلیل حمایت داخلی اسرائیلی‌ها از اشغال جنوب لبنان بسیار حائز اهمیت بود و بالاخره باعث عقب‌نشینی ارتش اسرائیل در می 2000 شد.
همین اواخر، فیلم‌های ویدئویی موبایل‌ها در مورد وحشی گری‌های نیروهای امنیتی ایران علیه معترضین مخالف در جریانات بعد از انتخابات ژوئن از سوی دیگر در سال 2009، تصاویر مربوط به كشته شدن ندا آقا سلطان در تظاهرات 20 ژوئن و مراسم تدفین سهراب اعرابی، تأثیر بسیار زیادی در عملیات روانی علیه جمهوری اسلامی داشته‌اند.
این درس‌های مرتبط با اهمیت حیاتی عوامل روانشناختی تنها در مورد ایران مطرح نیستند. تعدادی از وقایع عمده در تاریخ نظامی آمریكا را می‌توان به تغییرات چشمگیر در محیط‌‌های روانشناختی بین‌المللی و داخلی نسبت داد.
برای مثال، در عملیات "تت " در اوایل سال 1968، تلفات نیروهای آمریكایی و ویتنامی بسیار كمتر از نیروهای ویئتنام جنوبی بود با این حال تصاویر تلویزیونی این عملیات كه در سایگون ضبط شده بود نقطه عطفی در حمایت‌های داخلی از جنگ ویتنام شد و افكار عمومی آمریكا را علیه این جنگ تهییج كرد. به همین ترتیب تصاویر مربوط به زندان ابوغریب در آوریل 2004 باعث بروز یك عقب‌نشینی استراتژیك شد، مسأله‌ای كه آمریكا هنوز هم از تبعات آن خلاصی نیافته است.
بر عكس، موفقیت "موج جدید " [برنامه اوباما برای افزایش نیرو در عراق] بیشتر مرهون تأثیر روانشناختی حضور مداوم نیروهای ائتلاف در اكثر نقاط بغداد و حومه آن بود. این حضور باعث شد ترس مردم برای همكاری با نیروهای آمریكایی و نیروهای امنیتی عراقی در مبارزه با القاعده بریزد. علاوه بر این باعث شد همگان چنین بپندارند كه دیگر ورق بر ضد تروریست‌ها و نیروهای شورشی برگشته است.
بنابراین نادیده گرفتن تبلیغات ایران می‌تواند اشتباه بزرگی باشد. واشنگتن باید این تلاش‌ها را جدی بگیرد، آنها را در محاسبات خود ملحوظ دارد و نقاط آسیب‌پذیری ایران و همچنین برتری‌های بارز آمریكا را در این حوزه را كشف كند.

* موانع موجود در یك مبارزه اطلاعاتی مؤثر
در گذشته، واشنگتن ابزار اطلاعاتی قدرت ملی را با یك روش پیچیده‌ای به كار می‌گرفت. اما عدم استفاده طولانی مدت این توانایی را به تحلیل برده است. علی‌رغم پیشرفت‌های بوجود آمده در این حوزه بعد از 11 سپتامبر، دولت آمریكا هنوز با موانع عمده بوروكراتیكی، فرهنگی و سیاسی روبرو است. می‌توان گفت كه عوامل زیر باعث توقف فعالیت‌های اطلاعاتی آمریكا شده‌اند: شكاكیت در مورد كارآیی آنها، اختلاف نظر در مورد چگونگی بكارگیری آنها، نگرانی از كاهش اعتبار دیپلماسی عمومی آمریكا به سبب عملیات‌های پنهانی و مخفی، و یك فرآیند واسطه‌ای طاقت‌فرسا كه اغلب دچار كمبود هماهنگی، انعطاف‌پذیری و پاسخ‌دهی - سه پیش‌نیاز موفقیت در این حوزه - است.

رادیو فردا و تلویزیون فارسی صدای آمریكا (VOA) دارای استانداردهای حرفه‌ای پایینی هستند، از تكنیك‌های قدیمی و منسوخ استفاده می‌كنند و معمولا در مورد اخبار فوری واكنش كندی نشان می‌دهند. با توجه به‌ این مسائل دولت آمریكا باید تمام توان خود را به كار گیرد تا با مردم ایران ارتباط برقرار كرده و مطمئن شود كه آنها به اخبار [مورد نظر آمریكا] سر وقت و دقیق دست می‌یابند. به منظور برطرف شدن این مسأله واشنگتن باید به مقامات رسمی ابلاغ كند كه علاوه بر رادیو فردا و صدای آمریكا به طور مداوم با دیگر شبكه‌ها برای مثال بی‌بی‌سی فارسی و وب‌بلاگ‌های فارسی كه نزد عامه ایرانیان از محبوبیت برخوردارند، مصاحبه كنند. آنها همچنین باید با ایستگاه‌های عرب‌زبان كه برای مخاطبین در معرض تبلیغات ایران برنامه پخش می‌كنند، نیز مصاحبه انجام دهند.
مسأله دیگر رهیافت دولت آمریكا نسبت به ایرانیان است. این رهیافت بیشتر بر اساس ادراكات آمریكایی و الزامات سیاسی است تا واقعیت‌های سیاسی و فرهنگی ایران و بنابراین نمی‌تواند به قدر كافی ادراكات ایرانی‌ها را ملحوظ دارد. در نظر تهران رسانه‌های آمریكا، سازمان‌های غیرانتفاعی، دانشگاه‌ها، نخبگان فرهنگی و صنعت سرگرمی آمریكا بخشی از یك شبكه یكپارچه هستند كه توسط دولت آمریكا اداره می‌شوند. بنابراین اغلب واشنگتن را مورد انتقاد قرار می‌دهند. برنامه‌های اطلاعاتی آمریكا این حقیقت را به ندرت مورد توجه قرار داده‌ و یا پیامدهای آن را به طور مؤثری بررسی نمی‌كنند.
در نهایت دولت اوباما باید بداند كه بهره بردن از ناآرامی‌های داخلی ایران و دیگر نقاط ضعف ایران نه تنها هم ردیف با تلاش‌های صورت گرفته در مورد برنامه‌های هسته‌ای ایران هستند بلكه شاید عامل مهمی در موفقیت این تلاش‌ها به شمار روند.
ترس از اینكه سیاست‌های اطلاعاتی تهاجمی‌تر ممكن است خطری برای پیشبرد دیپلماسی به وجود آورند نادرست است. تهران از قبل بر این باور بوده كه آمریكا از جنگ‌افزار روانی علیه جمهوری اسلامی استفاده می‌كند، بنابراین واشنگتن با اعمال سیاست‌های اطلاعاتی تهاجمی‌تر نه تنها چیز زیادی از دست نمی‌دهد بلكه به دستاوردهای زیادی نائل می‌شود.
اوباما با انجام اقداماتی در سه جبهه می‌تواند بر موانع پیش روی برنامه مبارزه اطلاعاتی كارآمد غلبه كند، این اقدامات عبارتند از:
1. برطرف كردن موانع بوروكراتیك برای همكاری‌های بهتر در میان بخش‌های مختلف دولت؛
2. بسیج كردن تمام ادارات و بخش‌ها و همچنین تمام ابزار موجود در دولت - پنهانی و آشكار - برای پشتیبانی از این فعالیت‌ها؛
3. اجرای اقدامات لازم به منظور اطمینان از ایجاد ارتباط بین مردم ایران، مطلع بودن آنها از وقایع كشورشان[آنچنانكه واشنگتن می‌خواهد] و همچنین شنیده شدن صدای آنها در خارج از كشور.
با توجه به اینكه گفته‌ها و اقدامات ایرانیان در نهایت دورنمای مخالفت داخلی و آینده ایران را تعیین خواهد كرد بنابراین می‌توان گفت كه گام آخر، در طولانی مدت، از اهمیت بیشتری برخوردار است. بنابراین بخش اعظمی از آنچه دولت آمریكا در این مبارزه انجام می‌دهد باید بر تسهیل فعالیت‌های ارتباطاتی مخالفین متمركز باشد.


پیشنهادها: افزایش فشار آمریكا
همانگونه كه قبلا نیز اشاره شد، جمهوری اسلامی به احتمال زیاد سیاست‌های كنونی خود را تغییر نخواهد داد. مگر اینكه احساس كند برای متوقف كردن فشارهای خارجی و داخلی - كه ممكن است تهدیدی برای موجودیتش باشند - باید با خواسته‌های خارجی در حوزه مسائل هسته‌ای موافقت كند. بدین ترتیب، باید هدف مبارزه ارتباطاتی استراتژیك این باشد كه از سوء‌ظن رژیم، نگرانی‌های آن در مورد قدرت و تداوم مخالفت و اختلافات درونی‌ آن حداكثر بهره اخذ شود تا مقامات ارشد ایران قانع شوند كه سیاست‌های داخلی و خارجی آنها عكس‌العملی شدید پدید آورده كه ممكن است موجودیت رژیم آنها را تهدید كند. در این مبارزه و برنامه ارتباطاتی باید اصول زیر مورد توجه باشند:

ادامه مذاكرات با ادامه فشار علیه ایران
سیاست‌های دولت اوباما در مورد مذاكره، باعث شده تهران از تعادل خارج شود. این مسأله موجب گردیده دیگر دشمنی وجود نداشته باشد كه به خاطر مشكلات و مسائل كشور مورد سرزنش واقع شود و یا به عنوان تهدیدی خصم‌آمیز نمایانده شود كه نیازمند تمهیدات امنیتی داخلی باشد. به همین دلیل واشنگتن باید به سیاست مذاكره ادامه دهد تا در همین حین مطمئن شود كه مخالفین فضایی برای تنفس می‌یابند - یعنی فضای سیاسی لازم برای تظاهرات و سازماندهی، دورنگه داشتن رژیم از حالت تعادل و ابقای احتمال تغییرات درونی. این تغییرات، در صورت وقوع، می‌توانند عرصه سیاست و روابط قدرت رادر منطقه خاورمیانه به طور مثبتی دگرگون كنند.
آمریكا به منظور دستیابی بدین هدف باید از حق مردم برای تظاهرات صلح‌آمیز پشتیبانی كند، و با صدای رسا به نقض حقوق بشر توسط تهران اعتراض كند. درهمین حین باید مواظب باشد كه انتظارات غیرواقعی نیافریند و یا مخالفین را در نظر ایرانیان غیرمتعهد به این مخالفت‌ها، بی‌اعتبار نسازد. واشنگتن باید اعتراضات را با ظرافت هرچه تمام به اصول اخلاقی شیعه - مبارزه با استبداد و بی‌عدالتی - پیوند زند و به‌این ترتیب با حمایت از حق مخالفین برای مقاومت در برابر جمهوری اسلامی، از زبان رژیم علیه خودش استفاده نماید.

محدود ساختن بیشتر آزادی عمل ایران
دولت آمریكا به منظور محدودتر ساختن حوزه آزادی عمل ایران می‌تواند اقدمات زیر را انجام دهد:
" تشدید نگرانی‌های رژیم در مورد اتكا بر نیروهای اطلاعاتی از طریق، مثلا، ارائه گزارش‌ نارضایتی در میان نیروهای رده پایین امنیتی در مورد نقش سركوبگرانه‌شان.
" محكوم كردن محاكمه‌‌ها.
" انتشار آگاهی و برنامه در مورد قربانیان برجسته رژیم.
" كمك بی‌صدا به گروه‌های تبعیدی ایرانی كه ویدئوهای اینترنتی در مورد خشونت نیروهای امنیتی پخش می‌كنند.

*تشدید بحران در داخل جمهوری اسلامی برای بازداشتن آنها از اتخاذ اقدامات مؤثر
آمریكا برای افزایش تنش در داخل رژیم و نیروهای امنیتی باید گزارش‌هایی را به صورت گلچین شده منتشر كند كه این ادعا را طرح كند كه چگونه سپاه پاسداران انقلاب اسلامی از ارتباطات خود بهره می‌برد تا اقتصاد كشور را كنترل كند. این اقدامات می‌توانند باعث شوند كه نارضایتی در میان نیروهای امنیتی و نظامی كه از نظر اقتصادی امتیازات خاصی ندارند، افزایش یابد. علاوه بر این، در صورت اعمال تحریم‌های جدید در مورد واردات محصولات نفتی پالایش شده، واشنگتن باید برنامه‌ای اطلاعاتی آغاز كند تا به مردم ایران اعلام نماید كه ایران مسؤول سختی‌های به وجود آمده است نه دولت آمریكا یا جامعه بین‌المللی.
این مبارزه استراتژیك ارتباطاتی باید به دقت تنظیم شود. دولت آمریكا باید با توسل به اقداماتی چند در میان چندین خواسته و الزام ظاهرا متضاد تعادل برقرار كند، این اقدامات عبارتند از: اتخاذ موضعی متعهدانه و درگیرانه‌تر بدون تأیید ادعاهای ایران در مورد دخالت خارجی، یاری‌رسانی غیرمستقیم به اپوزسیون بدون تهییج سهوی آنها به اقدامات مبالغه‌آمیز، و افزایش محتاطانه فشار بر روی ایران بدون اینكه باعث شود این كشور واكنش شدید داخلی و یا خارجی نشان دهد.

*رهبری عمومی رئیس‌جمهور
اوباما نقشی اساسی در این مبارزه اطلاعاتی خواهد داشت. اوباما می‌تواند به مانند دیگر رؤسای جمهوری كه در دوران جنگ سرد فن خطابه را به كار می‌گرفتند تا تأثیر زیادی وارد كنند (برای مثال، سخنرانی جان اف‌. كندی با عنوان "من یك برلینی هستم " و یا سخنان احساساتی رونالد ریگان در مورد "در هم كوبیدن این دیوار ") این قدرت را داشته باشد كه از طریق كلمات و اسناد وقایع ایران را تغییر دهد.

*ارسال پیام‌های مناسب و مطابق با مخاطبین و موقعیت‌ها
در پیام‌های ارسالی از جانب اوباما و یا دیگر مقامات رسمی آمریكا باید چندین اصل و تاكتیك مد نظر گرفته شود:
" بین رژیم و مردم ایران تمایز قائل شوید و منازعه بر سر سیاست‌های ایران را به صورت منازعه‌ای بین تهران و جامعه بین‌المللی تعریف نمایید نه بین ایران و "غرب " - تعبیری كه مطابق روایت رژیم درباره "برخورد تمدن‌ها " است.
" به طعنه زدن‌ها و شماتت‌های احمدی‌نژاد و آیت‌الله خامنه‌ای با استهزاء و تحقیر واكنش دهید تا چهره رژیم تنزل یابد و ظاهر دارای اعتماد به نفسی كه رژیم سعی در جلوه دادن آن دارد فرو بریزد.
" از ادبیات رژیم علیه خودش استفاده كنید. زمانی كه [آیت‌الله] خامنه‌ای دم از شكستن دندان آمریكا، سیلی به صورتش و كبود شدن چشمش سخن می‌گوید اوباما نیز مشخص سازد كه این مردم ایران هستند كه دندان‌شان توسط رژیم می‌شكند، بر صورتشان سیلی زده می‌شود و چشمشان با ضربه حكومت كبود و متورم می‌گردد.
" مقایسه‌هایی در مورد تلاش‌های شاه برای سركوب مخالفین در 1979-1978 و تلاش‌های كنونی جمهوری اسلامی انجام دهید تا حس انقلاب را در مردم بیدار كنید.
" تأكید كنید كه اقدامات و كلمات رژیم باعث شده آبرو و اعتبار ایران در جامعه بین‌المللی به شدت آسیب ببیند. بنابراین این اقدامات و اظهارات توهینی به ملت ایران محسوب می‌شوند.
" [ادعای]فساد و عدم پاسخگویی رژیم را پر رنگ كنید، یعنی مسائلی كه باعث شده‌اند ده‌ها میلیارد دلار از خزانه دولت ناپدید شوند. قبل از انتخابات 2009، این فساد و عدم پاسخگویی یكی از مهمترین دلایل نارضایتی مردم علیه حكومت بود.
" با تأكید بیان كنید كه چگونه در زمانه‌ای كه بسیاری از ایرانیان برای امرار معاش دچار مشكل هستند رژیم پول مردم را خرج جنبش‌ها و سازمان‌هایی چون حماس و حزب‌الله می‌كند، مسأله‌ای كه تنها باعث شده مشكلات و رنج‌های مردم منطقه افزایش یابد. همچنین بیان دارید كه این نوع همكاری‌ها ایران را تبدیل به یك دولت منفور كرده و می تواند روزی كشور را به ورطه یك جنگ فاجعه‌بار بكشاند.
" از نزدیكی احمدی‌نژاد و برنامه‌های هسته‌ای رژیم بهره ببرید تا بدین وسیله تلاش‌های حكومت برای ایجاد گزینه تسلیحات هسته‌ای را غیرمشروع جلوه دهید. این گزینه را به عنوان یكی از بخش‌های اصلی تلاش تهران برای مقابله با خواسته‌های عمومی و باقی ماندن بر سر قدرت با استفاده از زور معرفی كنید و اعلام دارید كه از نظر رژیم یك ایران هسته‌ای در مقابل فشارهای بین‌المللی در حوزه حقوق بشر، آسیب‌پذیری كمتری خواهد داشت.
" به نگرانی‌هایی چون خیانت آمریكا به اپوزسیون داخلی در ازای انجام معامله‌ای هسته‌ای با رژیم پاسخ دهید. توضیح دهید كه حل و فصل منازعه هسته‌ای به سود مردم ایران خواهد بود زیرا باعث خواهد شد كشور بیشتر در جامعه بین‌المللی ادغام شود و در این حین واشنگتن خواهد توانست با برقراری ارتباطات منظم و هر روزه رژیم را برای رعایت حقوق بشر مداوما تحت فشار قرار دهد.
" برای مخاطبین در عراق، حوزه خلیج فارس، شرق دریای مدیترانه و افغانستان مشخص سازید كه مردم ایران اسلام و نوع حكومت ارائه شده از جانب رژیم را نمی‌خواهند. علاوه بر این، خشم پدید آمده در میان عراقی‌ها بعد از اشغال میدان نفتی فكه توسط ایران، زمینه‌ای مناسب پدید آورده تا پیام‌های ضد تهران در عراق و یا دیگر جاهای منطقه مخابره گردد.
" مداوما سؤال‌هایی در مورد ثبات، موجودیت بلندمدت و قابلیت اعتماد به رژیم به عنوان یك حامی و شریك مطرح كنید، تا در میان گروههای مقاومت اعراب و رژیم‌های منطقه و خارج از آن شك و تردید ایجاد شود.
حتی یك روز هم نباید سپری شود كه در آن مقامات رسمی آمریكایی مخاطبین ایرانی و منطقه را با استفاده از این اصول هدف قرار ندهند.

*بی‌اعتبارسازی روایت‌‌های تهران
تهران مداوما تلاش می‌كند تا جمهوری اسلامی را به مانند یك قدرت در حال اوج‌گیری ترسیم نماید. از طرف دیگر سعی دارد آمریكا را یك نیروی فرسوده معرفی كند كه سعی می‌كند ایران و امت اسلامی را با دور نگه داشتن از تكنولوژی هسته‌ای و دیگر تكنولوژی‌های پیشرفته ضعیف نگه دارد؛ اما این جنگ را باخته است. آمریكا باید با پررنگ كردن ضعف‌های اساسی رژیم به مقابله با این روایت بپردازد، ضعف‌هایی چون: نبود مشروعیت و حمایت مردمی، شكست رژیم در توسعه كارآمد بخش نفت و گاز كشور (با توجه به نبود سرمایه‌گذاری خارجی عظیم در این بخش‌ها دورنمای توسعه بسیار غیرمحتمل به نظر می‌رسد) و شكست رژیم برای متنوع‌سازی اقتصادی و یا ایجاد اشتغال معنادار برای 800000 جوان ایرانی كه هر ساله از دانشگاه‌ها فارغ‌التحصیل می‌شوند. واشنگتن باید همیشه و با صدای بلند تأكید كند كه اگر ایران نگرانی‌های جامعه بین‌الملی را در مورد مسائل هسته‌ای‌اش برطرف كند، آمریكا نیز برای برطرف كردن نیازهای تكنولوژیكی غیرنظامی ایرانی‌ها آماده است.

*تسهیل فعالیت‌های بخش خصوصی
سازمان‌های خصوصی آمریكایی به برخی از بخش‌های ایران بسیار بیشتر از دولت آمریكا دسترسی دارند، این سازمان‌ها اهدافی را دنبال می‌كنند كه می‌توانند در خدمت نیات دولت آمریكا قرار گیرند: آژانس‌های خبری می‌خواهند اطلاعات را بیرون بیاورند؛ دانشگاه‌ها می‌خواهند وارد جریان ارتباط، معاوضه دانشجو و گفتمان متقابل شوند؛ و شركت‌های سرگرمی می‌خواهند موسیقی و تصاویری را ارائه كنند كه مردم می‌خواهند اما رژیم نمی‌خواهد. واشنگتن می‌تواند كارهای زیادی برای تشویق و افزایش این فعالیت‌ها انجام دهد، برای مثال سفر دانشجویان، استادان و اعضای بخش سرگرمی ایران را به آمریكا تسهیل كند. دولت همچنین باید با بخش خصوصی به مشورت نشسته، موانع موجود را یافته و برای آنها راه‌حل ارائه كند، برای مثال راه‌هایی را بیابد كه از طریق آنها بتوان تحریم‌های آمریكا را به نوعی اعمال نمود كه ارتباطات بین مردم تسهیل گردد.

*ایجاد هماهنگی بین تمهیدات دیپلماتیكی، نظامی و اقتصادی
گفته می‌شود كه 80 درصد ارتباطات استراتژیك را عمل و 20 درصد بقیه را كلمات تشكیل می‌دهند. اگرچه عمل رساتر از كلمات است اما كلمات می‌توانند تأثیر اقدامات را تشدید و بیشتر كنند. بنابراین آمریكا باید در میان اظهارات و اقداماتش در قبال ایران هماهنگی پدید آورد. برای مثال بین تلاش‌های وزارت خزانه‌داری (یعنی تلاش برای پررنگ كردن ریسكی كه معامله با ایران می‌تواند برای اعتبار شركت‌ها پدید آورد ) و برنامه مبارزه استراتژیك ارتباطاتی - كه بر نقض حقوق بشر توسط تهران و نقش شركت‌های گوناگون ایرانی در تروریسم سپاه پاسداران و فعالیت‌های هسته‌ای تأكید می‌كند - می‌توان یك همكاری مثمرثمر بوجود آورد.

*مبارزه با فشارهای ایران
سرانجام، برنامه ارتباطات استراتژیك آمریكا باید به گونه‌ای باشد كه ایران نتواند از برنامه هسته‌ای كه به آرامی در حال پیشرفت است، از نیروهای در حال رشد موشكی و یا از نیروهای نظامی متعارف خود به عنوان اهرم فشار استفاده كند. بدین منظور دولت آمریكا باید اصولی چند را رعایت كند.
" عدم مبالغه در مورد تهدیدات ایران. مقامات آمریكایی نباید در مورد توانایی‌های نظامی و دستاوردهای تكنولوژیكی ایران در حوزه برنامه‌های هسته‌ای مبالغه كنند - این امر تنها بر اعتبار تهدیدات ایران می‌افزاید و بدین ترتیب بر تأثیر تبلیغات آنها می‌افزاید. بجای این كار باید توانایی‌های ایران را زیاد جدی نگیرد و البته در حین انجام این كار هم نباید به تلاش‌های آمریكا برای جلب توجه جامعه بین‌المللی به تهدیدات ایران آسیب وارد كند.
" فاش‌سازی ادعاهای نادرست. واشنگتن باید ادعاهای مبالغه‌آمیز ایرانی‌ها در مورد دلاوری‌های تكنولوژیكی این كشور را فاش نماید. برای مثال، مقامات آمریكایی می‌توانند در ملأعام به افشاگری در مورد عكس‌هایی بپردازند كه تغییر داده شده‌اند و یا حقیقت را در مورد ویدئو‌های ساختی مانورهای نظامی برملا سازند تا اعتبار سخنگویان دولتی ایران را كاهش دهند و باد حباب ادعاهای تهران در مورد "قدرت برتر " بودن ایران را خالی نمایند.
" پررنگ كردن هزینه‌ای كه باید توسط مردم ایران پرداخته شود. معمولا مقامات آمریكایی در مقابل آزمایش‌های موشكی، مانورهای نظامی و اقدامات مناقشه‌آمیز ایران به اظهار نگرانی بسنده می‌كنند. اما آنها باید بیان دارند كه چگونه این اقدامات می‌تواند ایران را منزوی سازد و مدارك بیشتری برای مردم ایران ارائه كنند تا نشان دهند رژیم منابع ملی را در برنامه‌هایی حیف و میل می‌كند كه برای تهدید همسایه‌ها و بر قدرت ماندن زمامداران كنونی طراحی شده‌اند.
" اطمینان‌دادن و تحذیر كردن. واشنگتن برای قانع كردن ایران به اینكه تسلیحات هسته‌ای امنیتش را تقویت نكرده بلكه آن را به خطر خواهند انداخت، باید متخصصین روابط عمومی، عملیات‌های اطلاعاتی و دیپلماسی عمومی را در فعالیت‌های منطقه‌ای‌اش وارد سازد. برای مثال،هیچگاه چنین متخصصینی با كارشناس‌های دفاع موشكی تبادل اطلاعات نكرده‌اند (تا تبلیغات مبالغه‌آمیز در مورد توانایی‌های نظامی ایران را خنثی سازند و یا به شهروندان كشورهای متحد آمریكا در منطقه در مورد تمهیدات اتخاذ شده برای مقابله با تهدیدات موشكی ایران اطلاعات دهند). این وضعیت علی‌الخصوص باید در مواردی كه آمریكا امیدوار است با حضور خود، همكاری‌های نظامی، انتقال تجهیزات نظامی و ایجاد یك سیستم دفاع موشكی منطقه‌ای به متحدین خود قوت قلب بخشیده و تهران را مرعوب كند، رعایت گردد. تمام اقدامات انجام شده در حوزه امنیتی باید بر اساس تأثیر روانشناختی آن در تهران و همچنین در خیابان‌ها وپایتخت‌های دیگر دول منطقه ارزیابی شود.

نتیجه‌گیری
غیاب یك برنامه ارتباطات استراتژیك پیچیده و قوی كه می‌تواند فشاری مضاعف وارد آورد هنوز هم یكی از كمبودهای اصلی در برنامه‌های آمریكا در مقابل ایران محسوب می‌شود. هیچ ضمانتی وجود ندارد كه چنین برنامه‌ای - در تبعیت از تمهیدات مختلف دیپلماتیكی، اقتصادی و نظامی - باعث خواهد شد تهران برنامه‌های غنی‌سازی اورانیوم و یا دیگر سیاست‌های مسأله‌انگیزش را متوقف سازد. آمریكا در استراتژی‌های مرتبط با بازداشتن تهران از توسعه تسلیحات هسته‌ای، برحذر داشتن رژیم از سركوب خشونت‌آمیز اپوزسیون داخلی ویا تسهیل فعالیت‌های اپوزسیون باید از مؤلفه‌های قوی اطلاعاتی بهره ببرد، در غیر اینصورت استراتژی مربوطه محكوم به شكست خواهد بود. به همین دلیل آمریكا باید توانایی‌های خود را در حوزه اطلاعاتی ارتقاء دهد، حوزه‌ای كه تاكنون كمترین ارزش را در تلاش‌های مرتبط با مذاكره با ایران، حمایت از اپوزسیون و مقابله با قدرت و نفوذ رژیم، به خود اختصاص داده بود.




:: مرتبط با: چند رسانه ای (صدا ، تصویر ، فیلم ) , جنگ نرم (آشنایی ، مقابله ) , پدافند غیر عامل , سیاسی ، اجتماعی , تهاجم فرهنگی , اخبار ,
:: برچسب‌ها: برنامه استراتژیك , موسسه مطالعات خاورنزدیك , غنی‌سازی اورانیوم ,
:: لینک های مرتبط: منبع ,
ن : اسماعیل هاشمی
ت : دوشنبه 24 اسفند 1388
 
موضوعات
نویسندگان
آرشیو مطالب
برچسب ها
امكانات جانبی